ولادت :

” سید موسى صدر” در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۰۷ ش در قم دیده به جهان گشود. پدر وىسید صدر الدین صدر در زمان تحصیل خود در نجف اشرف حرکتهاى مترقى و نوجویانه را درعراق رهبرى مى کرد.

نام او هنوز نهضت ادبى آن کشور همراه است وى پس از مهاجرت بهایران در شهر مقدس مشهد سکونت گزید. اندکى بعد به دعوت بنیانگذار حوزه علمیه قم حاجشیخ عبدالکریم حائرى یزدى ، به منظور معاونت وجانشینى ایشان به شهر قم هجرت کرد و پس از سالها تلاش وخدمت ، در همانجا دار فانى را وداع گفت.

تحصیلات :

هر چند وى همپاى گذراندن درسهاى دبستان و دبیرستان به دروس حوزوى نیز اشتغالسید موسى در قم بیش از یک دهه به طول انجامید. وى پس از گذراندن دوره مقدمات و سطحمتوسط و عالى ، در درس خارج فقه و اصول و فلسفه استادان نامى و بزرگ حوزه شرکت جست . 
سید موسى صدر خود در کنار تحصیل خارج فقه و اصول به تدریس مقدمات و سطح نیزاشتغال داشت . از جمله کتاب با ارزش ” شرح لمعه” را براى شاگردانى چند که در حوزهاز بر جستگى خاصى برخوردار بودند ، تدریس مى کرد و در ارائه مسائل مهم و پیچیده آن، با بیانى شیوا و گیرا همه را سخت به تعجب و تحسین وا مى داشت . او در سایه پشتکارشبانه روزى توانست در مدت کوتاهى خود را در صف اساتید حوزه علمیه قم جاى دهد و پساز چندى به تدریس فقه و اصول و منطق و فلسفه بپردازد. 
او در کنار تحصیل و تدریسدرسهاى حوزه ، براى ورود به دانشگاه در آزمون کنکور سراسرى شرکت مى جوید و پس ازموفقیت در دانشکده حقوق تهران مشغول تحصیل مى شود و در نهایت به اخذ درجه لیسانسحقوق اقتصادى نایل مى آید. 
وى همچنان از روح بلند و استعداد سرشار خود کمک مىگیرد و علاوه بر تسلط کامل به دو زبان فارسى و عربى ، به فراگیرى زبانهاى فرانسه وانگلیسى همت مى گمارد و در این راه نیز پیروز و سربلند بیرون مى آید. او فرصتهاىطلایى دوران جوانى را به آسانى از دست نمى دهد و از لحظه هاى هر چند کوتاه آناستفاده هاى بلند و پایدار مى کند وى در سال ۱۳۳۲ ش . پدر گرانقدر خود را از دست مىدهد، در همان سال از قم هجرت آغاز کرده ، وارد حوزه علمیه نجف مى شود.

اساتید:

از استادان معروف دروس سطح و خارج او این فرزانگان را مى توان نامبرد:
۱ـ مرحوم علوى اصفهانى 
۲ـ مرحوم سید محقق داماد 
۳ـ مرحوم سید رضاصدر 
۴ـ مرحوم سید احمد خوانسارى 
۵ـ مرحوم حجت کوه کمره اى 
۶ـ مرحوم سیدصدر الدین صدر ( پدرش ) 
۷ـ مرحوم علامه طباطبایى

آغاز هجرت :

سید موسى در سر هواى زیارت داشت . زیارت کانونهاى عشق و عاطفه خفته در عراق، (( عتبات عالیات )). و این در حالى بود که از رحلت جانسوز مجاهد بزرگ عبد الحسینشرف الدین حدود دو سال مى گذشت . هنوز مردم لبنان سروسامان نیافته بودند و به دنبالیافتن رهبرى مجاهد و آگاه لحظه شمارى مى کردند. آنها هر چند گاهى با سید موسى تماسمى گرفتند و در این اواخر نیز با ارسال نامه اى به طور رسمى از وى براى سفر بهلبنان دعوت به عمل آورده بودند. از طرف دیگر در همین زمان نامه دیگرى از سوى رهبرشیعیان جهان ، مرحوم سید حسین بروجردى ، به سید موسى صدر رسید و آن عالم درد آشناایشان را براى قبول آن مسوولیت خطیر مکلف کرد. 
همه اینها نشان مى داد که دیگرعذرى برایش باقى نمانده و از هجرتى ناگزیر گریزى نبوده است . از این رو مسافرت بهعراق را نمى توان تنها یک سفر زیارتى نامید : زیرا او به دنبال این سفر ، سرى بهکشور لبنان زد تا از نزدیک با مردم سخن گوید و با موقعیت سیاسى ، اجتماعى و فرهنگىآنها بیش از پیش آشنا شود و آن وقت تصمیم نهایى خود را در مورد ماندن در آن کشور ،بگیرد. 
سید موسى صدر پس از زیارت عتبات عالیات ، در زمستان سال ۱۳۷۹ قمرى مطابقبا سال ۱۳۳۸ ش . نخست براى یک باز دید سى روزه وارد کور لبنان شد. ولى پس از بررسىاوضاع آشفته آن کشور و مشاهده نابسامانیهاى شیعیان و مسلمانان جنوب ، بشدت احساسوظیفه نمود و بر خلاف میل باطنى خود تصمیم به ماندن گرفت . 
سید موسى صدر پس ازورود به کشور لبنان ، شهر “صور” را براى ایفاى مسوولیت بزرگ خود انتخاب کرد و درمسجد جامع آن به اقامه نماز جماعت مشغول گردید. او با مطالعه دقیق اوضاع ، بخوبىدریافت که ریشه اصلى همه این گرفتاریها فقر فرهنگى و اقتصادى است . از این رو ، بایک برنامه ریزى اساسى نخست به جنگ فقر فرهنگى رفت و علاوه بر ایراد سخنانى ، تشکیلکلاسهاى منظم در دبیرستانها و مراکز فرهنگى و هنرى دیگر ، با جوانان روشنفکر آنسامان ارتباط نزدیک برقرار نمود. 
وى با سخن رسا و روشنگرانه خود ، پوچى فرهنگغرب و مادیگرى را برى آنان توضیح داد و با الهام از قرآن ، سنت و مکتب اهل بیتعلیهم السلام منطق اسلام را به مثابه قوى ترین و پر محتوا ترین منطق روز معرفى کرد. جوانان که تا آن روز ندیده و بار نمى کردند که یک روحانى و رهبر مذهبى این چنین باسیمایى گشاده در برابر آنها مانند پدرى مهربان سخن بگوید ، شیفته اش شدند. بعلاوهآنها به قدرى از معارف اسلام و تشیع فاصله داشتند که نمى توانستند قبول کنند اینسخنان از منابع دین مقدس اسلام و تشیع گرفته شده است . 
سید موسى هر چند که درشهر صور سکونت داشت هفته اى دو روز براى سخنرانى در دبیرستان عاملیه به بیروت سفرمى کرد و دبیران و دانش آموزان را نیز از سر چشمه زال شریعت محمدى صلى الله علیه وآله سیراب مى نمود و با گفتار و کردار دلپسند خود همه را بى اختیار شیفته معارفالهى و مکتب امامان معصوم (علیه السلام) مى کرد.

فعالیتها :

همزمان با نفوذ استعمار فرانسه در لبنان ، وضع آموزش و پرورش آن کشور بسیاردگرگون و در آور گردید; به طورى که یکى از موفق ترین عوامل نشر فرهنگ بیگانگان وجودهمین مراکز در آن کشور بود. چرا که برنامه درسى مدارس و دبیرستانها نیز از سوى آنانتنظیم مى شد و جوانان مسلمان سخت تحت تاءثیر آداب و رسوم دشمنان قرار داشتند. 
در این حال ( سال ۱۳۷۱ هـ.ق) عالم دور اندیش سید عبدالحسین شرف الدین که هموارهدر این قبیل مسائل حالت تهاجمى داشت ، حرکت کرد و در مقابل این تهاجم بزرگ فرهنگىنیز ایستاد. 
با شروع فعالیت سید موسى صدر این مدارس نیز رونق بیشترى گرفت ; بهگونه اى که تلاشهاى وى پس از مدتى مدرسه عاملیه بیروت ، به دانشکده تبدیل شد و به ” دانشکده عاملیه” معروف گردید.
او در عین حالى که به سنگر مسجد اهمیت فراوان مىداد از مراکز فرهنگى نیز غافل نبود و همچنان که گذشت با ذوق سرشار و به کارگیرىروشهاى جدید ، سعه صدر و برخوردهاى مناسب خود ، در مدت کوتاهى مدارس ، دبیرستانها ودانشگاهها را تبدیل به سنگرهایى فولادین علیه فرهنگ بیگاه کرد و راه استاد برگ خود، عالم مبارز سید شرف الدین را ادامه داد . 
سید موسى صدر معتقد بود که فقرفرهنگى ارتباط تنگاتنگى با فقر اقتصادى دارد. همچنان که این دو بى ارتباط با مسائلسیاسى ، نظامى ، اخلاقى و اعتقادى نیز نمى توانند باشند. بنابراین باید همه آنها درکنار هم ارزیابى شده ، براى هر کدام به طور همزمان در کنار هم چاره اندیشى کرد اومى گفت : 
(چقدر تعجب آور است ! اسلام طلب علم را فریضه ( واجب ) بداند وبیسوادترین مردم مسلمانها باشند.
( یا اینکه ) نظافت را از ایمان بشمارد ، درحالى که کثیف ترین کوچه و بازار کوچه و بازارهاى ما مسلمانها باشد… دعوت صحیح اگرتواءم با عمل نباشد و وضع اجتماعى دعوت کننده یا هم مزهبان او بد باشد ، دعوت کماثر خواهد بود. اصولا یکى از بزرگترین دلیلهاى بطلان ادعاى هر دعوت کننده ، همانوضع اجتماعى اوست . آخر چطور ممکن است مردم ادعاى مسلمانى را که اسلام را ضامنسعادت دنیا و آخرت مى داند باور کنند، در حالى که فقر، جهل ، مرض و عدم بهداشت آنهارا فراگرفته است ; اخلاق تجار ، روش جوانان ، کردار زمان و رفتار سیاستمداران همهفاسد و منحرف باشد؟! این خود سند بى اعتبارى مدعاى هر دعوت کننده اى است .)
اوبا توجه به همه این ریزه کاریها و براى حل نابسامانیهاى ریشه دار در ابعاد مختلف ،به سنگر مسجد و فعالیت در دبیرستانها و دانشگاهها اکتفا نکرد و اقدام به تأسیسمراکز اساسى ترى نمود از جمله : 
۱ ـ مدرسه صنعتى جبل عامل 
اولین موسسه اىکه وى در شهر صور بنیان نهاد “مدرسه صنعتى جبل عامل” بود. هدف او از ایجاد این مرکزآن بود تا فقر و جهل را که سالها سایه شوم خود را بر سر این مردم افکنده بود ازمیان بردارد. 
۲ـ تأسیس جمعیت بر و احسان 
این مرکز که به شکل تعاونى و بهابتکار و همت سید موسى ایجاد گردیده است داراى پنج کمیسیون جداگانه به نامهاى “تفتیش ، برنامه ، مالى ، تبلیغات و مجالس مذهبى” است ، که هر کدام فعالیتهاى خاصخود را دنبال مى کنند. این جمعیت در نخستین سال تاءسیس خود ، تنها بیش از یکصد وبیست نفر فقیر دوره گرد را از کوچه و بازار جمع کرد و علاوه بر کمکهاى مالى ، براىهر یک شغل آبرومندى ایجاد نمود. 
۳ ـ تأسیس خانه دختران 
زنان و دختران علاوهبر فعالیت در بخش بانوان “جمعیت بر واحسان” در سه موسسه مهم دیگر که باز به اهمیتسید موسى صدر ، براى آنان راه اندازى شده بود، به کار و کوشش پرداختند. یکى از آنهامدرسه اى به نام ” بیت الفتاه” ( خانه دختران ) بود. در این مکان به دختران بىسرپرست و فقیر هنرهاى دستى دیگر آموزش مى دادند. 
۴ ـ آموزشگاه پرستارى 
وىمرکز دیگرى نیز براى بانوان دایر کرد به عنوان”آموزشگاه پرستارى”. در این آموزشگاهدخترانى که مدرک دیپلم گرفته بودند ، پذیرفته مى شدند و زیر نظر استادان با تجربهآموزش پرستارى مى دیدند و پس از فارغ التحصیل شدن به مراکز بهداشتى ، درمانى وبیمارستانها اعزام مى شدند و در عین حالى که براى خود و خانواده مایه امید و زندگىبودند در آن مراکز در خدمت محرومان و بیچارگان قرار مى گرفتند.
۵ ـ مرکز پزشکى 
این مرکز به نام “مدینه الطب” شهرت یافته و تا به حال اقدامات وسیع و مهمى رادر خصوص امور بهداشتى و درمانى به انجام رسانده و در بسیارى از قصبه هاى جنوب لبنانکه سالها مردمش از همه چیز محروم بودند، درمانگاه و مرکز بهداشتى دایر نموده است .
۶ ـ موسسه قالیبافى 
این مرکز آموزشى یکى از مراکز سرنوشت ساز براى بانوانو دیگر محرومان به حساب مى آمد و به موجب همین اهمیت ، زیر نظر شهید بزرگوار دکترمصطفى چمران اداره مى شد و بیش از ۳۰۰ دختر از منطقه جبل عامل در این مرکز آموزشىمشغول یادگیرى قالیبافى بودند. 
۷ ـ حوزه علمیه 
یکى دیگر از حرکتهاى مهم وماندگار سید موسى صدر ، راه اندازى مرکز فعال دیگرى به نام ” معهد الدراساتالاسلامیه” (مرکز بررسیهاى ) اسلامى بوده است .
البته موسسات و مراکز مختلفى راکه به همت و رهبرى سید موسى صدر ساخته شده ، نمى توان در همین هفت مورد خلاصه کرد،چنانکه دو موسسه مهم دیگر به نامهاى “دار الایتام” و”سازمان زنان” هم در نتیجهتلاشها و جانفشانیهاى او به ثمر رسیده است . که توضیه و تفصیل این همه مجال دیگرىرا طلب مى کند. 
تدبیر تاریخى مردم شیعه لبنان که جمعیت اکثر آن کشور را تشکیلمى دادند، احتیاج به مرکز سازماندهى قانونى براى خود داشتند ، تا از حقوق طبیعى وشخصیت انسانى آنان بخوبى حراست نماید. 
سید موسى صدر براى گرفتن حقوق قانونىشیعیان رهسپار بیروت شد و مبارزه وسیعى را در این خصوص آغاز نمود. وى تمام نیروىخود را به کار گرفت تا یک مجلس قانونى براى شعیان آن کشور تشکیل دهد. در حرکت نخست، موضوع را به طور جدى با شخصیتهاى بزرگ سیاسى و مذهبى شیعه و غیر شیعه لبنان درمیان گذاشت و هدف خود از تاءسیس این مرکز را براى آنان توضیح داد. در این میانمخالفتها و کار شکنیهایى از طرف دولتهاى عربى و برخى از شخصیتهاى داخلى آغاز گردید. ولى او هیچ وقت از پاى ننشست و به تلاشهاى پیگیر خود ادامه داد. 
۸- تشکیل مجلسو انتخاب رهبر 
بر خلاف کارشکنیها و مخالفتهاى گوناگون ، سرانجام تلاشهاىمخلصانه سید موسى صدر به نتیجه رسید و نمایندگان شیعیان در مجلس شوراى لبنان ، بهپیشنهاد وى یک طرح قانونى را تقدیم مجلس کردند که این طرح در روز سه شنبه ۶ صفر ۱۳۸۷ هـ.ق به تصویب مجلس و امضاى رئیس جمهور لبنان رسید. 
بر اساس این طرحقانونى شیعیان اجازه داشتند مجلسى را به نام ” المجلس الاسلامى الشیعى الاعلى” براىدفاع از حقوق حقه خود تاءسیس نمایند. پس از گذراندن مراحل قانونى ، در تابستان سال ۱۳۸۹ هـ.ق مجلس اعلاى شیعیان درلبنان به طوررسمى وقانونى شروع به فعالیت کرد وبازبا دستهاى پرتوان سید موسى صدر صفحه درخشان دیگرى برمبارزات تاریخى مردم شیعه لبناناضافه شد. 
۹- سازمان (( جنبش مستضعفان )) 
سید موسى صدر شخصیتى بود که دههاسال از زمان خود جلوتر بد و حوادث و مشکلات را قبل از وقوع شناسایى کرده ، در پىعلاج و پیشگیرى بر مى آمد. او در مدت چند سال اقامت خود در لبنان به این نتیجهرسیده بود که جوانان این کشور زمینه هاى مساعدى براى فداکارى و سلحشورى در راهتحقیق آرمانهاى مقدس اسلامى دارند از این رو براى سازماندهى ، تربیت و تشکل نیروهاىبالقوه آنان و آگاهى هر چه بیشتر و بهتر جوانان از جهان بینى و ایدئولوژى اسلامىاقدام به تأسیس سازمانى به نام “حرکه المحرومین” نمود ، تا براى مبارزه اساسى بادشمنان اسلام در منطقه ، از نیروهاى کار آمد ، با ایمان و جان بر کفى بر خوردارباشد. 
شهید بزرگ دکتر مصطفى چمران که از طرف امام موسى صدر به مسوولیتسازماندهى این جنبش منصوب شده بود چنین مى نویسد: 
“… شیعیان فوج فوج وارد ایننهضت مى شدند، احزاب را رها مى کردند و به این سازمان مى پیوستند. سازمانى مکتبى وبرا اساس ایدئولوژى اسلامى ، بر اساس خط على و حسین علیهما السلام … نمى خواستیمسازمان به صورت دکان درآید و هر کس و ناکس و یا هر فکر غلطى وارد آن شود و خداىنکرده حزبى دیگر مثل احزاب فاسد لبنانى به وجود آید که کارشان دروغ و تهمت و کارچاق کنى و زدن اموال مردم و حکومت و تقسیم منافع است . از همان اول تأکید کردیم کهما ایجاد حرکت کرده ایم نه حزب ، و حرکت از مبارزه با نفس تربیت نفس و اخلاق شروعمى شود…”
این سازمان براى اولین بار طلسم وابستگى را شکست و با شعار” نه شرقى، نه غربى” حرکت خود را آغاز کرد و با الهام از معارف ناب اسلامى در کوتاه مدت ،کادرهاى با ایمان ، زبده و نمونه اى را تربیت نمود که هر یک در میدانهاى مختلف علمى، صمعتى ، مظامى اخلاقى و… الگو و سر آمد بودند. 
در واقع مى توان این بخش ازفعالیت ” تأسیس حرکه المحرومین” از سوى امام موسى صدر را دومین مرحله از سرى مراحلسازماندهى شیعیان لبنان به حساب آورد. زیرا اولین مرحله آن را وى با تاءسیس مرکزىبزرگ به نام “مجلس اعلاى شیعیان” شروع کرده بود.
۱۰- سازمان نظامى (( امل )) 
پس از آنکه سازمانهاى ادارى ، تشکیلاتى و عقیدتى با موفقیت کامل راه اندازى شدو با استقبال پرشور مردمى روز به روز پایه هایشان استوارتر گردید ، نبوت به مرحلهسوم سازماندهى چپ گرا و راست گرا هر کدام براى خود ارتشى کوچک تشکیل داده ، براىتحقیق آرمانهاى حزب متبوع خود ، هر چند گاهى از آن استفاده مى کردند. این ارتشهاغالبا چون از انگیزه و آرمان دینى و مذهبى تهى بودند در برابر تهدیدات نظامىکشورهاى بیگانه ، از کارایى لازم برخوردار نبودند به همین علت امنیت مرزهاى کشورلبنان به آسانى آسیب پذیر مى شد. 
براى از بین بردن چنین حالتى ، و در پى ایجادامنیت داخلى و خارجى کشور لبنان ، تأسیس یک سازمان نظامى قوى ، ضرورى به نظر مىرسید. سازمانى که افراد آن با داشتن آگاهیهاى سیاسى ، مذهبى و نظامى ، پاسدارمرزهاى عقیده و نظام باشند. از این تاریخ بود که پایه هاى یک سازمانى نظامى به نام “افواج مقاومت لبنان” (امل ) پى ریزى گردید.

خصوصیات اخلاقى:

تواضع و بزرگوارى 
داستان بزرگوارى و افتادگى وى زبانزد بود. او نه تنهادر محیط کار با دوستان و همکاران ، بلکه در همه جا و در برخورد با همه کس این خلقمحمد صلى الله علیه و آله را از خود به نمایش مى گذاشت . یکى از هم بحثهاى معروف وىدر نجف در این مورد چنین اظهار مى دارد: 
“… در موقع کار و حمل اثاثیه سفر ،بیشتر از همه کار انجام مى داد و سنگین ترین وسایل ، همیشه بر دوش وى قرار داشت .در وقت شوخى و مزاح ، مزاحهاى علمى و اخلاقى جالبى مى کرد. خدا مى دادند که ما دراین سفر و در برخوردهاى دیگرى که داشتیم ، همه اش محبت ، تواضع ، وقار و بزگوارىدیدم . تمامى اوصافى که در روایات براى علما ذکر شده است ، همه اش در آقا موسى صدرجمع شده بود.”
گذشت و کرامت چهار بار دشمنان و مزدوران آنها نقشه کشیدند تا وىرا ترور کنند ولى هیچ که موفق نگردیدند. در یکى از این عملیات نا موفق چند جوانشیعه عضو حزب کمونیست “جبهه شعبیه” به رهبرى “جرج حبش” که فریب خورده و مأموریتیافته بودند تا امام موسى صدر را به شهادت برسانند، با”آر پى جى” بر سر راه وى کمینمى کنند تا ماشین او را هدف قرار دهند. اما به خواست خدا ، امام موسى صدر مدتىزودتر از همان راه گذشته بود. 
پس از گذشت ساعاتى از این حالت جوانان امل منطقهرا محاصره کرده و آنها را دستگیر مى کنند و همه شان به مأموریت خود اعتراف مىنمایند. سپس آنان را به حضور امام موسى صدر مى برند. او نیز بلافاصله دستور آزادىآنان را صادر مى کند.

روح بندگى

روح بندگى که یکى از شرایط اصلى رهبر در جامعه اسلامى است و در قرآن واحادیث ائمه معصومین نیز به آن تاءکید فراوان شده است . در امام موسى صدر در حداعلا پرورش یافته و او را به انسانى متعبد به تمام معنا جلوه گر ساخته بود.

احترام به پدر

امام موسى صدر در احترام به پدر که استاد او نیز بود ، اهتمام خاصى مىورزید. نحوه برخوردهاى وى در این خصوص به قدرى شورانگیز بود که آشکارا نشان مى داداین ارتباط فرزند با پدر از درجه احترام پا فراتر گذاشته و به مرحله عشق و ایثاررسیده است . این بود که همه را به شگفتى فرو مى برد. هر کسى کمترین ارتباط با بیت “مرحوم سید صدر الدین صدر” داشت بى درنگ از این موضوع با خبر مى شد و تحت تأثیر آنقرار مى گرفت . به یقین یکى از رموز موفقیت و پیروزى در فعالیتهاى فردى ، اجتماعى ،سیاسى و… اما موسى صدر را باید در همین موضوع جستجو کرد ; نیکى به دیگران ، بخصوصبه پدر و مادر و احترام به آنان .

مرد صلح و دوستى

امام موسى صدر با پیروانادیان و مذاهب ، روابط صمیمانه اى داشت . پیش ازورود وى به لبنان ، میان مسیحیان و مسلمانان آن کشور بر اثر اختلافات موجود شکافبزرگى پدید آمده بود و هر روز که مى گذشت با نقشه هاى دشمنان این جدایى عمق بیشترىمى گرفت . او پس از آمدن خود به این ناحیه مصمم شد با تلاش و استقامت خود این فاصلهرا از ایمان این دو طایفه بزرگ دینى بر دارد و آنها را با همدیگر دوست و مهربانسازد. 
وى در مراسم جشن و سوگوارى هموطنان مسیحى شرکت مى کرد و در غم و شادىآنان خود را سهیم مى دانست . در کلیساهاى آنان حاضر مى شد و معاشرت دوستانه اى باآنها داشت . بدین ترتیب در مدت کوتاهى این برخوردهاى سنجیده ، موجب گشت که جامعهمسیحیان یکپارچه شیفته امام موسى صدر شوند، به طورى که مکرر از وى دعوت به عمل مىآورند تا در مراسم دینى و مذهبى آنان شرکت جسته ، براى آنان سخنرانى کند.

سرنوشت مبهم :

از نخستین روزهاى جایگزین شدن امام موسى صدر در لبنان ، دولت و رهبر لیبىیکى از سر سخت ترین دشمنان وى به شمار مى رفت . در مرداد ماه ۱۳۵۷ امام موسى صدرقصد سفرى به کشور الجزایر داشت . به دنبال آن تماسهایى حاصل شد و بلافاصله از طرفدولت لیبى دعوتى رسمى از امام موسى صدر براى سفر به آن کشور به عمل آمد. روز نوزدهمرمضان ۱۳۹۸هـ.ق وى از الجزایر وارد کشور لیبى شد. 
در یکى از نشستها امام موسىصدر با عقاید جنون آمیز قذافى که خود را “جانشین خدا در زمین” مى خواند بشدت مخالفتکرد و با شهامت ، پیامدهاى شوم این طرز تفکر انحرافى را وى گوشزد نمود.
بعد ازیک هفته اقامت در لیبى امام موسى صدر تصمیم گرفت روز بیست و پنجم رمضان ۱۳۹۸هـ.ق( ۹شهریور ۱۳۵۷ ش / ۳۱ اوت ۱۹۷۸ م ) آن کشور را به قصد لبنان ترک گوید تا ساعت ۲ و سىدقیقه بعد از ظهر همین روز ، وى در جلو هتل محل اقامت خود مشاهده گردیده ولى بعد ازآن با دو تن از همراهان خود “شیخ محمد یعقوب” و “عباس بدرالدین” ناگهان ناپدید شدهاست .
هنگامى که خبر ربوده شدن امام موسى صدر انتشار یافت بى تابى و نگرانى جهاناسلام را فرا گرفت و ملتهایى که کوچکترین شناختى از وى داشتند به غم و اندوه فرورفتند. مردم لبنان یکپارچه به هیجان درآمدند و اعتصاب سرتاسرى همه جا را از تحرکباز داشت . 
در این حال روزنامه هاى وابسته به دولت لیبى مانند (( السفیر )) درپى انحرافا افکار عمومى با تیترهاى بزرگ و با آب و تاب فراوان اعلان کردند که : امام موسى صدر براى همکارى با انقلاب ایران و مبارزه بر ضد شاه مخفیانه به ایرانسفر کرده است . ولى کسى به این حرفها گوش نمى داد. اعتراض و راهپیمایى همچنان ادامهداشت و هر روز بیش از روز گذشته بر شور و هیجان و اعتراض مردمى افزوده مى شد. 
حضرت آیه الله العظمى امام خمینى رضوان الله علیه نیز پس از اطلاع از ربوده شدنامام موسى صدر بشدت ناراحت گشته ، بى درنگ تلگرامى بدین شرح خطاب به یاسر عرفاتمخابره کردند:


بسم الله الرحمن الرحیم 
(( جناب آقاى یاسر عرفات رئیس کمیتهاجرائیه سازمان آزادى بخش فلسطین
از سلامت جناب حجه الاسلام آقاى سید موسى صدررئیس مجلس شیعیان لبنان هیچ گونه اطلاعى ندارم و موجب نگرانى این جانب است . ازجناب عالى تقاضا دارم که هر چه زودتر از مکان ایشان اطلاع پیدا کرده و این جانب را از سلامت ایشان آگاه گردانید. 
توفیق جناب عالى را در اهداف اسلامى خواستارم . 
روح الله الموسوى الخمینى ))

امام موسی صدر
دسته بندی شده در:    

دیدگاهتان را بنویسید